الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
333
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
ناگهان عارضهاى گلوگير شد كه فهم و درك او را ناتوان ساخت و در حيرت و سرگردانى فروبرد و زبانش خشك شد . در اين هنگام به فكر وصايا و سؤالات مهم و لازمى مىافتد كه پاسخ آنها را مىدانست ؛ امّا چه سود كه زبانش از گفتن باز مانده است ، و سخنانى مىشنود كه قلب او را به درد مىآورد و مىخواهد جواب آنها را بگويد ؛ امّا قدرت ندارد ، از اين رو خود را به ناشنوايى مىزند همان سخنان و زخم زبانهايى كه گاه از شخص بزرگى صادر مىشود كه اين بيمار او را محترم مىشمرد يا از كوچكى كه در گذشته بر او ترحم مىكرده است . ( به هر حال ) مرگ دشواريهايى دارد كه انسان را در خود غرق مىكند ، مشكلاتى كه هراسانگيزتر از آن است كه بتوان در قالب الفاظ ريخت يا انديشههاى اهل دنيا آن را درك كند . شرح و تفسير دشوارىهاى مرگ كه در قالب الفاظ نمىگنجد امام عليه السّلام اين گويندهء تواناى فصيح بىنظير ، در آخرين بخش از اين خطبه ، باز از زواياى ديگر به مسئلهء مرگ و پايان زندگى و عوارض سخت آن اشاره كرده و آن را در چهار مرحله خلاصه مىكند ؛ نخست مىفرمايد : « چه بسيار ، زمين اجساد نيرومند زيبا و خوش آب و رنگ را كه در دنيا پرورده ناز و نعمت بودند و پرورش يافته احترام و شرف ، در كام خود فروبرد ، همانها كه مىخواستند با سرور و خوشحالى ، غمها را از دل بزدايند و به هنگام فرارسيدن مصيبت ، براى از بين نرفتن طراوت زندگى و از دست ندادن سرگرميهاى آن ، به لذت و خوشگذرانى پناه بردند » ؛ ( فكم أكلت الأرض من عزيز « 1 » جسد ، و أنيق « 2 » لون ، كان
--> ( 1 ) . « عزيز » در اصل به معناى قوى و شكستناپذير است كه لازمهء آن ، نفى ذلّت از انسان است ؛ ولى معلوم نيست چرا بعضى از شارحان نهج البلاغه آن را به معناى با طراوت و زيبا تفسير كردهاند . ( 2 ) . « انيق » به معناى زيبا و خوش آب و رنگ است .